بعد از پنج سال دوباره اومدم
نتايج و آثار نهضت امام حسين (ع)
نتايج و آثار نهضت امام حسين (ع)
نتايج درخشان نهضت امام و درسهاي آموزندة آن بسيار گسترده است. در اينجابه مواردي از آن اشاره ميشود:
1- رسوايي روح جاهليت، ديكتاتوري و لامذهبي و درهم شكستن حصارساختگي ديني بني اميه؛
2ـ احساس گناه در وجدان هر مسلماني، هنگام سكوت در برابر طاغوت؛
قيام آگاهانه امام حسين (ع)
قيام
آگاهانه امام حسين (ع)
حسين (ع) كاملاًآگاهانه و بر اساس اصول روشن اسلام ناب محمد بوده و حضرت با توجه كامل به همة موارد، به اين نهضت اقدام كرد.
2- قيام او انفجار ناآگاهانه و ناگهاني نبود.
3ـ قيام او كوكورانه، آن گونه نبود كه از قديم الايام از حلقوم بعضيها تراوشميكنند و گاهي به شعر مولانا استناد ميكنند:
هين مرو گستاخ در دشت بلاهين مران كورانه اندر كربلاو چنين قضاوتي دربارة نهضت امام حسين (ع) (آن نهضتي كه مورد قبول پيامبران بوده وحادثههاي عصر پيامبر6 و علي (ع) به طور روشن آن را تأييد ميكند) از داوري حقبه دور است.
4ـ امام به خوبي ميدانست، كه در مسير نهضت به شهادت ميرسد و قيامش بهظاهر و در كوتاه مدت ناكام ميماند، ولي در همين حال، جدّي و قاطع به سوي آن شتافتو هيچ گونه شك و ترديدي به خود راه نداد، زيرا او قيام و شهادتش را از مرتبههاي نهي ازمنكر ميدانست و به خوبي دريافته بود كه چنين قيامي احياكنندة آيين اسلام و موجبرسوايي بني اميه و از بين رفتن بدعتها در دراز مدت خواهد شد.
سه عامل مهم نهضت امام حسين (ع)
سه عامل مهم نهضت امام حسين (ع)
عامل و انگيزة اصلي قيام عظيم امام حسين (ع) بيعت نكردن با يزيد بود تا در هرزمان حسينيان و پيروان حق، حكومت طاغوت را نپذيرند و تسليم چنان حكومتي نشوند،و بر ضد آن قيام كنند.
عوامل مثبت زنده نگه داشتن قيام عاشورا
عوامل مثبت زنده نگه داشتن قيام عاشورا
فرهنگ عاشورا و بزرگترين انقلاب جهان و تاريخ را، قهرمان طاغوت شكنهميشه جاويد، سردمدار نهضتهاي ضد طاغوتي، ميوة دل پيامبر 6، نور ديدةزهرا3 ، فرزند جسم و روح امير مؤمنان حضرت علي (ع)، بازوي امام حسن (ع)، يعنيحسين بن علي (ع) پديد آورد، كه هر چه از او بگوييم، قطرهاي در برابر اقيانوس بيكراناوست.
شخصيتي كه به جهت دفاع از حريم اسلام در برابر طوفانهاي سياه طاغوتياناموي، تا آخرين مرز ايثار و نثار به پيش رفت و به جهت دفاع از شرافت مسلمانان وكرامت نفس انسانها در هر زمان و مكاني فرياد زد؛ فريادي رعد آسا، به بزرگي همةجهان، به بلنداي خورشيد، به عظمت عرش، با ياراني جانباز و شيفتة جهاد و شهادت.
حسين (ع) به جهان آمد تا هميشه و در همه جا، آتشفشاني بر ضد ظلم واستكبار و جريان طاغوتي روشن كند تا سوزندة تار و پود طاغوتيان و ستمگران و روشنكنندة دلهاي تاريك گردد.
حسين (ع) يك فرهنگ، يك امت، يك انقلاب عظيم، يك مكتب ناب تحولبخش و بالنده بود.
حسين (ع) احياكنندة آيين ناب محمدي 6 و فرهنگ پر بار علي (ع) بود وچون طوفاني شعلههاي فساد را خاموش ميكرد و زندگي سياه و ننگين ظالمان ومستكبران را در هم كوبيد. قيام حسين (ع) فقط براي سرنگوني طاغوت نبود، بلكه بانهضت او، همة فكرها و انديشههاي گرامي حفظ شد و اسلام از هر گونه دستبرد، سالم واستوار گشت و بازار ارزشهاي والاي انساني؛ مانند شجاعت، شهادت، استقامت، كرامت،ايثار، جانبازي، آزادي، پاك زيستي و انسان سازي رونق گرفت.
زبان عاقل
انسان عاقل وقتی بخواهد سخنی بر زبان آورد، ابتدا خوب در مورد آن میاندیشد و سپس هنگامی که به درستی سخن خود اطمینان یافت، آن را بر زبان میآورد. در مقابل، انسان نادان، هر سخنی که به زبانش آمد، نسنجیده بیان میکند. امیرمؤمنان علیهالسلام دراین باره میفرماید: «زبان عاقل، پشت قلب او قرار دارد و قلب احمق و نادان، پشت زبان او جا گرفته است».
فضیلت علم
امیرمؤمنان علیهالسلام میفرماید: «دانش، از مال دنیا بهتر است، زیرا دانش نگهبان توست ولی مال را تو باید نگهبانی کنی. مال دنیا با بخشش کاسته میشود، ولی دانش براثر بخشش، رشد و فزونی مییابد. آنچه با مال دنیا به دست آمده، با تمام شدن مال، از بین میرود».
امیرمؤمنان علیهالسلام در این کلام نورانی، از برتری دانش در برابر مال دنیا سخن میگوید و برای آن سه دلیل میآورد: اول آنکه دانش، انسان را از مشکلات زندگی و گرفتاریهای آخرت نگه میدارد و از خسارتهایی که به سراغ اشخاص جاهل میرود، دور میکند. ولی مال دنیا نه تنها نگهبان صاحب خود نیست، بلکه صاحب مال، ناچار است پارهای از وقت، فکر و نیروی خود را برای نگهداری آن از دست بدهد. دوم آنکه صاحب مال، وقتی مقداری از مالش را به دیگران میبخشد، به همان میزان از مالش کم میشود ولی صاحب علم، هر چه از دانش خود به دیگران میبخشد و به دیگران میآموزد، بر آگاهیهای خود میافزاید. سوم آنکه وقتی مال و ثروت از بین برود، تمامی چیزهایی هم که به واسطه آن مال و ثروت بهدست آمده، مثل مقام و شهرت از بین خواهد رفت، در حالی که شخص عالم، هیچگاه آنچه را با علم خود به دست میآورد، از دست نمیدهد.
پرهیز از شوخی زیاد
یکی از نشانههای وقار انسان این است که از شوخی کردن زیاد بپرهیزد و متین و جدی باشد. امیرمؤمنان علیهالسلام میفرماید: «هیچ کس شوخی نمیکند، مگر آنکه بخشی از عقل خود را دور میاندازد». ایشان در جای دیگری به فرزندشان امام حسن علیهالسلام چنین توصیه میکند: «نه تنها خودت هیچگاه در حضور مردم شوخی نکن و حرفهای خنده آور مزن، بلکه حتی حرفهای خنده آور دیگران را هم نقل مکن؛ چون این کار موجب سبکی میشود و ارزش انسان را از بین میبرد».
بردباری و پرهیزکاری
امیرمؤمنان علیهالسلام میفرماید:«بردباری، شجاعت است و پرهیزکاری، توانگری». بدون شک بردباری، یکی از عالیترین جلوههای شجاعت انسان به شمار میرود. شجاع، کسی نیست که در برابر هر مسئله به خشم میآید و عجولانه دست به اقدامات حساب نشده میزند؛ چون بسیار دیده شده که چنین افرادی، صدها گرفتاری برابر خود و دیگران ایجاد کردهاند. شجاع حقیقی کسی است که در برابر مشکلات بردبار باشد و با صبر و حوصله به راه حل آنها بیندیشد. فضیلت دیگر که در این سخن به آن اشاره شده، پارسایی است که برای انسان، بهترین ثروتها و بالاترین توانگریهاست. انسان پارسا، همواره در وجود خود، آن قدر ارزشهای روحی و معنوی دخیره میکند که دیگر به مال و ثروت دنیا چشم نمیدوزد و همین بی نیازی از مال دنیا، بزرگترین ثروت به شمار میرود.
دقت در انتخاب دوست
دوست خوب، آدمی را به کمال میرساند و دوست بد، او را از رحمت الهی باز میدارد. امیرمؤمنان در سخنی گهربار میفرماید که چه کسی را نباید به عنوان دوست برگزید:«از دوستی با نادان بپرهیز؛ چون او میخواهد به تو سود برساند، ولی از روی نادانی زیان میرساند. از دوستی با شخص تنگنظر بپرهیز؛ چون او تو را هنگامی که به شدت نیازمند او باشی رها میکند. از دوستی با شخص بد کار بپرهیز؛ چون او به ناچیزترین قیمتها تو را میفروشد. از دوستی با دروغگو بپرهیز؛ چون او مانند سراب فریبت میدهد، دور را در نظرت نزدیک، و نزدیک را دور جلوهگر میسازد».
ارتباط با بستگان
پیشوایان معصوم همواره بر صله رحم سفارش کردهاند؛ زیرا، موجب تقویت پیوندهای خانوادگی و از بین رفتن اختلافات و کینهها میگردد و رویارویی افراد را با سختیها آسان میگرداند. امیرمؤمنان علیهالسلام در سفارشی به ارتباط با بستگان چنین میفرماید:«ای مردم! هیچ کس از طایفه و خویشان خود بینیاز نیست، هر چند صاحب مال و ثروت باشد. آدمی همواره به دست و زبان آنها که از او دفاع کنند، محتاج است. آنها بهتر میتوانند گرفتاریهای او را برطرف سازند و در هنگام سختیها و پیشامدهای ناگوار، بر او مهربانند». آن حضرت در قسمت دیگری میفرماید:«آگاه باشید! هیچ کدام از شما نباید از خویشان خود روی گرداند؛آن گاه که آنها را در فقر و پریشانی میبیند، باید به ایشان احسان کند». ایشان در نامهای به فرزند برومندشان امام مجتبی علیهالسلام مینویسد:«بستگان خویش را گرامی دار؛ زیرا آنها بال و پر تواند که با آنها پرواز میکنی، و ریشه تواند که به آنها باز میگردی، و دست تواند که با آن به دشمنان حمله میکنی».
تفاوت بین اعمال
امیرمؤمنان علیهالسلام میفرماید:«چه تفاوت بسیاری بین دو گونه عمل و کردار انسانها وجود دارد؛ عملی که لذت و خوشی آن به سرعت میگذرد، ولی نتایج زیانبار آن باقی میماند، و عملی که رنج و زحمت آن، زود تمام میشود، ولی پاداش آن بر جای خواهد ماند».
خداوند متعالی، انسان را آزاد آفرید و به او اختیار داد، تا آزادانه راه زندگی خویش را برگزیند و هر عملی را که دلش خواست، انجام دهد. اما در روز قیامت، کسی که عمل خوب انجام داده پاداش میگیرد و کسی که مرتکب اعمال ناپسند شده، به کیفر و مجازات میرسد. امیرمؤمنان علیهالسلام در این فرمایش نورانی، به انسانها هشدار میدهد که هرگز فریب ظاهر را نخورند. کار خوب و بد، هر دو به زودی میگذرد و تمام میشود؛ در حالی که پی آمد آن از بین نمیرود و در کارنامه عمل انسان باقی میماند.
اخلاص
اخلاص، پایه همه ارزشهای اخلاقی و رهنمودی قرآنی است که موجب میشود ایمان در وجود انسان جا گیرد و آدمی به رشد و کمال برسد. امیرمؤمنان علی علیهالسلام در نهج البلاغه میفرماید: «اساس دین، شناخت خدا و کمال شناخت، در تصدیق خدا و نهایت و کمال تصدیق، در یگانهپرستی و کمال توحید، در خالص ساختن اعمال برای خداوند است». نیز از آن حضرت است که:«کسی که اعمال خود را برای خدا خالص گرداند، در نتیجه حق تعالی هم او را برای خود اختیار میکند و او از جمله معادن دین خدا روی زمین میگردد».
تمرین بردباری
امیرمؤمنان علیهالسلام میفرماید:«اگر بردبار نیستی، خو را وادار به بردباری کن؛ زیرا کسی که خود را به گروهی شبیه کند، به زودی از آنان میشود». بعضیها در برابر کوچکترین ناملایمت، آرامش خود را از کف میدهند و دست به کارهایی میزنند که ناراحتیهای فراوانی در پی دارد. چاره این افراد آن است که با اراده و تمرین، اندک اندک خود را شبیه بردباران کنند تا سرانجام این صفت، ملکه رفتاری شان گردد و جزو صابران شوند.
اهمیت حیا
حیا، یکی از فضیلتهای مهم اخلاقی است که در روایات اسلامی بسیار به آن توجه شده است. حیا، سبب بازداشتن انسان از ارتکاب بسیاری از گناهان گردیده، مروارید گرانبهایی است که فرد و جامعه را پاکیزه و درخشان میکنند. امیرمؤمنان علیهالسلام درباره حیا میفرماید:«هیچ ایمانی مانند حیا و صبر نیست». نیز از آن حضرت است که: «هر که جامه حیا و شرم بپوشد، مردم زشتیهای او را نخواهند دید».
ویترین تهمت
مؤمن، نه تنها از انجام کارهای زشت و نادرست دوری میکند، بلکه باید از قرار گرفتن در فضای آلوده به گناه هم بپرهیزد. امیرمؤمنان علیهالسلام میفرماید: «کسی که خود را در معرض بد نامی و جایگاه تهمت قرار میدهد، نباید کسی را که به او گمان بد میبرد، سرزنش کند»؛ زیرا تقصیر از خود اوست که زمینه بدگمانی دیگران را فراهم آورده است.
عزّت نفس
امیرمؤمنان میفرماید: « نفست را از هر زبونی و پستی گرامی بدار، هر چند تو را به نعمتهای بیشمار رساند؛ زیرا هرگز برابر آنچه از نفس خویش صرف میکنی، عوض نخواهی یافت و بنده دیگری مباش که خداوند تو را آزاد آفریده است». یکی از شعارهای والای اسلام، عزّت نفس است. انسان مسلمان با عزّت نفس، طعم واقعی ایمان را میچشد و از شر دشمن درونی، یعنی هوای نفس و دشمن خارجی در امان میماند. از این رو، امیرمؤمنان علیهالسلام در این کلام نورانی تصریح میکند که اگر در برابر کرامت و عزت نفس، انسان هر قدر هم از نعمتها و ثروت دنیا بهرهمند شود، باز خسارت و ضرری جبرانناپذیر دیده است.
اهمّیت وفای به عهد
اسلام درباره وفای به عهد سفارشهای بسیاری کرده است تا جایی که یکی از تفاوتهای آشکار انسان مسلمان را با دیگران، در وفای به عهد و پیمان میداند. از این رو، مسلمان واقعی باید به عهد و پیمانهایش اهمیت دهد و دیگران را آزرده خاطر نکند. شخصی که عهدی میبندد و قولی میدهد، در گرو آن عهد باقی میماند تا انجامش دهد. امیرمؤمنان علیهالسلام در این باره میفرماید: «کسی که از او درخواستی میشود، تا زمانی که وعده انجامش را نداده باشد، آزاد است».
گذشت
گذشت، از ویژگیهای مؤمنان به شمار میرود. از بین رفتن کینهها، نزدیک شدن قلبها و در نتیجه تقویت پیوندهای خانوادگی و اجتماعی، از آثار مهم گذشت است.
امیرمؤمنان علیهالسلام نیز در نامهها و خطبههای خویش میفرمود: «خشم را فرو بنشان و هنگام توانایی و قدرت، گذشت کن، و هنگام تندخویی، بردبار باش تا برایت پاداش نیکو بنویسند». نیز از آن حضرت است که: «بخشش و گذشت، نگهبان آبروهاست».
پوست سيب پنج برابر سيب ويتامين دارد
ميوه ها انواع و اقسام فراواني دارند كه از ميان آنها، برخي داراي مزيتهاي بيشتري از نظر مواد حياتي و خواص غذايي هستند كه سيب نيز از اين نوع ميوه هاست.
سيب داراي فوايد فراواني است. از امام صادق (ع) روايت شده كه بهتر از سيب، تب بري نداريم.
خوردن يك سب در روز، هميشه ما را از دكتر بي نياز مي كند. سيب داراي آهن، آب، پروتئين، چربي، كلسيم، مس، فسفر و يد است كه يد آن براي تقويت غدد مفيد است. اين ميوه همچنين داراي ويتامين A,B,C,B2,E و نيكوتيل است.
سيب مسواك طبيعي دندان است، دندانها را سالم و دهان را ضدعفوني مي كند. كساني كه از بوي بد دهان رنج مي برند، مي توانند با سيب آن را برطرف كنند.
سيب تقويت كننده فكر است. ترشي سيب، ترشح غدد، به ويژه بزاق را زياد مي كند. پوست سيب 5 برابر سيب ويتامين دارد. آب سيب اطفال و شيرخواران را صبور مي كند. سيب مقوي قلب، پاك كننده معده، تصفيه كننده خون و ياري دهنده ريه است. سيب داراي خاصيت ضدعفوني كننده بوده و اثر ضدعفوني كننده سيب كال از رسيده آن بيشتر است.
نمك طعام سيب از همه ميوه ها كمتر است و براي مبتلايان به اوره مفيد است. سيب سنگ كيسه صفرا و كليه ها را حل مي كند. براي بيماران كبدي نيز مفيد است. اسهال را به خوبي معالجه مي كند، براي مبارزه با دل به هم زدگي، پيچش دل و استفراغ، كوه گرفتگي ، دريازدگي و هوازدگي و همچنين براي زنهاي باردار بسيار اثر مطلوب دارد.
سيب در معالجه مرض چاقي مؤثر است. سيب براي مبتلايان به بيماري مفاصل نيز تجويز مي شود. خاصيت خنثي سازي سم دارد و براي مجاري ادرار و سينه درد نافع است. همچنين از پخته آن براي هضم غذا و از بين بردن سوء هاضمه مي توان استفاده كرد.
پوست سيب پنج برابر سيب ويتامين دارد
ميوه ها انواع و اقسام فراواني دارند كه از ميان آنها، برخي داراي مزيتهاي بيشتري از نظر مواد حياتي و خواص غذايي هستند كه سيب نيز از اين نوع ميوه هاست.
سيب داراي فوايد فراواني است. از امام صادق (ع) روايت شده كه بهتر از سيب، تب بري نداريم.
خوردن يك سب در روز، هميشه ما را از دكتر بي نياز مي كند. سيب داراي آهن، آب، پروتئين، چربي، كلسيم، مس، فسفر و يد است كه يد آن براي تقويت غدد مفيد است. اين ميوه همچنين داراي ويتامين A,B,C,B2,E و نيكوتيل است.
سيب مسواك طبيعي دندان است، دندانها را سالم و دهان را ضدعفوني مي كند. كساني كه از بوي بد دهان رنج مي برند، مي توانند با سيب آن را برطرف كنند.
سيب تقويت كننده فكر است. ترشي سيب، ترشح غدد، به ويژه بزاق را زياد مي كند. پوست سيب 5 برابر سيب ويتامين دارد. آب سيب اطفال و شيرخواران را صبور مي كند. سيب مقوي قلب، پاك كننده معده، تصفيه كننده خون و ياري دهنده ريه است. سيب داراي خاصيت ضدعفوني كننده بوده و اثر ضدعفوني كننده سيب كال از رسيده آن بيشتر است.
نمك طعام سيب از همه ميوه ها كمتر است و براي مبتلايان به اوره مفيد است. سيب سنگ كيسه صفرا و كليه ها را حل مي كند. براي بيماران كبدي نيز مفيد است. اسهال را به خوبي معالجه مي كند، براي مبارزه با دل به هم زدگي، پيچش دل و استفراغ، كوه گرفتگي ، دريازدگي و هوازدگي و همچنين براي زنهاي باردار بسيار اثر مطلوب دارد.
سيب در معالجه مرض چاقي مؤثر است. سيب براي مبتلايان به بيماري مفاصل نيز تجويز مي شود. خاصيت خنثي سازي سم دارد و براي مجاري ادرار و سينه درد نافع است. همچنين از پخته آن براي هضم غذا و از بين بردن سوء هاضمه مي توان استفاده كرد.
بهــــــــار
بهــــــــار
روزی که زمستان تصمیم به ترک طبیعت گرفت؛ در گوش بهار چیزی را زمزمه کرد و از او
خواست تا پیام رسان او شود. بهار دیبای زیبایش را برداشت و صحرا گسترد و با صدای
بلند پیام داد. همه صدای بهار را شنیدند؛ اما تنها عارفان و زنده دلان و آنانی که
دستی به قرآن داشتند، پیغام بهار را که در واقع تلاوت این آیه کریمه بود، درک
کردند. بهار می خواند: «واللّه الّذی أرْسَلَ الرِّیاح… فأحْیینا بِهِ الأرْضَ
بَعْدَ مَوتِها وکذلِکَ النّشُور؛ وخداست آن که بادها را فرستاد، پس برانگیخت ابرها
را، پس راند آنها را برشهرها، تا به واسطه ی آن زمین را بعد از آن که (در زمستان)
مرده بود، (در بهار) زنده می کند و این چنین است، برانگیخته شدن در روز قیامت».
(سوره ی ، آیه ی)
آری بهار می گفت: زندگی عبث نیست و تنها وجود «معاد» است که به زندگی معنا می بخشد
و هدفدار بودن آن را ثابت می کند و چه خوب است ما که برای رسیدن بهار لحظه شماری
می کردیم و با غبار روبی خانه هایمان به استقبالش شتافتیم، اکنون غبار دلهایمان را
با باران توبه شستشو دهیم و با اخلاص و بندگی در پیشگاه خداوند متعال آن را جلا
دهیم. گذشته را تمام شده بدانیم و همه چیز را از نو شروع کنیم. بیایید دلهایمان را
بهاری کنیم؛ به فکرمان طراوت ببخشیم، دستمان را برای انجام کار نیک به کار بگیریم و
با استوار نمودن قدمهایمان، محکم تر از گذشته در جهت رسیدن به اهدافمان تلاش کنیم.
و سر انجام با شروع بهار، عهدمان را تازه کنیم و با خدا پیمان ببندیم که تنها
بنده ی او باشیم و با عمل به دستوراتش از طریق قرآن به این معرفت برسیم که: هر وجود
دلیل بر وجودی دیگر و همه موجودات دلیلی براثبات ذات خداوندیش می باشند. پس تفکر در
صنع او را فراموش نکنیم که:
بـرگ درختـان سبـز در نظـر هـوشیـار هر ورقش دفتری است معرفت کردگار
بهار
"محبوب الله سعدی شیرین سخن" در کلام بزرگان
هر که سعدی را کند انکار، به شیطان ماند!!!
ملک الشعرای بهار در تضمینی زیبا از غزل معروف سعدی عشق و ارادت خود به استاد سخن را اینگونه ابراز می نمایند:( ابیات سبز رنگ از سعدی است)
سعدیا! چون توکجا نادره گفتاری هست؟ ****یا چوشیرین سخنت نخل شکرباری هست؟
یا چو بستان و گلستان تو گلزاری هست؟ **** هیچم ار نیست، تمنای توام باری هست
پایبند تو ندارد سر دمسازی کس*******موسی اینجا بنهد رخت به امید قبس
فارغ از جلوهٔ حسنت در و دیواری نیست**** ای که در دار ادب غیر تو دیاری نیست!
دولت نام تو حاشا که تمامت جوید******کآب گفتار تو دامان قیامت شوید
منکر فضل تو را نهی ز منکر نکنم********نزد اعمی صفت مهر منور نکنم
تربت پارس، چو جان جسم تو در سینه فشرد***لیک در خاک وطن آتش عشقت نفسرد
ما بجز حشمت و جاه تو نداریم هوس*******ای دم گرم تو آتش زده در ناکس و کس!
زنده جان بشر از حکمت و پند تو بود********سعدیا! گردن جانها به کمند تو بود
اوست پیغمبر و آن نامه به فرقان ماند******وآن که او را کند انکار، به شیطان ماند
بهار شد
بهار شد در میخانه باز
باید كرد
به سوى قبله عاشق نماز باید كرد
نسیم قدس به عشاق باغ مژده دهد
كه دل ز هردو جهان بى نیاز باید كرد
كنون كه دست به دامان سرو مى نرسد
به بید عاشق مجنون، نیاز باید كرد
غمى كه در دلم از عشق گلعذاران است
دوا به جام مى چاره ساز باید كرد
كنون كه دست به دامان بوستان نرسد
نظر به سرو قدى سرفراز باید كرد [2]
باز حضرت امام(ره) درباره این عید سعید گفته است:
این عید سعید عید حزب
الله است
دشمن زشكست خویشتن آگاه است
چون پرچم جمهورى اسلامى ما
جاوید به اسم اعظم الله است. [3]
و در رباعى ذیل «عید» را چنین توصیف كرده است:
این عید سعید عید اسعد
باشد
ملت به پناه لطف احمد باشد
برپرچم جمهورى اسلامى ما
قرآن و بهار
در قرآن کریم چه آیاتی در مورد "بهار" وجود دارد؟
معادل کلمة "بهار" در عربی، واژة "ربیع"
است. این واژه در قرآن ذکر نشده است؛ ولی آیات فراوانی از قرآن از مردن
زمین و زنده کردن آن به دست قدرت الهی، سخن میگوید .این آیات به دو فصل
زمستان و بهار اشاره دارد، که در فصل زمستان زمین و درختان به خواب رفته و
میمیرند و در فصل بهار، با باریدن باران و وزش باد بهاری، خدا زمین و
درختان را زنده میکند.
آیات قرآن این موضوع را برای اثبات قدرت الهی،
توحید افعالی و رستاخیز و اندیشه نمودن انسانها مطرح کرده است. فهرست
این آیات چنین است:
بقره،164
اعراف،157
نحل،65
حج،5
روم،19، 24 و 50
عنکبوت،63
فاطر ، 9
زمر،21
جاثیه،5
عبس،24ـ31
یکی از این آیات چنین است:
"فَانظُرْ إِلَیََّ ءَاثَـَرِ رَحْمَتِ اللَّهِ کَیْفَ یُحْیِ الاْ رْضَ بَعْدَ مَوْتِهَآ إِنَّ ذَ َلِکَ لَمُحْیِ الْمَوْتَیَ وَ هُوَ عَلَیَ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ؛(روم،50)
پس به آثار رحمت خدا بنگر که چگونه زمین را پس از مرگش زنده میگرداند. در حقیقت، هم اوست که قطعاً زنده کنندة مردگان است و اوست که بر هر چیزی تواناست.
"(جهت توضیح و تفسیر آیات یاد شده به تفسیر المیزان، نمونه، نور، و... مراجعه شود.)

قیامتـی است گمانم قیامت مهدی است
جهـان محیط وسیع کرامت مهدی است
***
زمان زمان شروع زعامت مهدی است
غدیـر دوم شیعـه، امـامت مهدی است
***
همه کنیـد قیـام و همـه دهید سلام
امـام کـل زمانها دوباره گشت امام
***
بشـارت آمـده بهـر بشـر مبارک باد
شب فراق سحر شد، سحر مبارک باد
***
بهشت وصل خـدا را ثمر مبارک باد
بـرای منتظـران این خبر مبارک باد
***














