رد پـــــــــــــــای بـــــــــــــاران
علمــــی - آموزشی - سرگرمی
لینک دوستان


[ پنجشنبه بیستم مرداد 1390 ] [ 8:11 ] [ اسکـنـــــدر ]

[ چهارشنبه نوزدهم آذر 1393 ] [ 12:32 ] [ اسکـنـــــدر ]

نتیجه رسیدگی به مشکلات

 

همکاری

 

وصمیمیت است

[ یکشنبه شانزدهم آذر 1393 ] [ 10:24 ] [ اسکـنـــــدر ]

نتايج‌ و آثار نهضت‌ امام‌ حسين‌ (ع)

نتايج‌ درخشان‌ نهضت‌ امام‌ و درس‌هاي‌ آموزندة‌ آن‌ بسيار گسترده‌ است‌. در اين‌جابه‌ مواردي‌ از آن‌ اشاره‌ مي‌شود:

1- رسوايي‌ روح‌ جاهليت‌، ديكتاتوري‌ و لامذهبي‌ و درهم‌ شكستن‌ حصارساختگي‌ ديني‌ بني‌ اميه‌؛

2ـ احساس‌ گناه‌ در وجدان‌ هر مسلماني‌، هنگام‌ سكوت‌ در برابر طاغوت‌؛

3ـ جايگزيني‌ اخلاق‌ جديد به‌ جاي‌ اخلاق‌ جاهلي‌؛ به‌ عبارت‌ روشن‌تر، نهضت‌امام‌ سبب‌ پيدايي‌ اخلاق‌ پرارزشي‌ شد و افكار انسان‌ها را در چگونگي‌ زندگي‌ خود تغييرداد


ادامه مطلب
[ سه شنبه دوازدهم آذر 1392 ] [ 7:15 ] [ اسکـنـــــدر ]

 

قيام‌ آگاهانه‌ امام‌ حسين‌ (ع)

  حسين‌ (ع) كاملاًآگاهانه‌ و بر اساس‌ اصول‌ روشن‌ اسلام‌ ناب‌ محمد بوده‌ و حضرت‌ با توجه‌ كامل‌ به‌ همة‌    موارد، به‌ اين‌ نهضت‌ اقدام‌ كرد.

2- قيام‌ او انفجار ناآگاهانه‌ و ناگهاني‌ نبود.

3ـ قيام‌ او كوكورانه‌، آن‌ گونه‌ نبود كه‌ از قديم‌ الايام‌ از حلقوم‌ بعضي‌ها تراوش‌مي‌كنند و گاهي‌ به‌ شعر مولانا استناد مي‌كنند:

هين‌ مرو گستاخ‌ در دشت‌ بلاهين‌ مران‌ كورانه‌ اندر كربلاو چنين‌ قضاوتي‌ دربارة‌ نهضت‌ امام‌ حسين‌ (ع) (آن‌ نهضتي‌ كه‌ مورد قبول‌ پيامبران‌ بوده‌ وحادثه‌هاي‌ عصر پيامبر6 و علي‌ (ع) به‌ طور روشن‌ آن‌ را تأييد مي‌كند) از داوري‌ حق‌به‌ دور است‌.

4ـ امام‌ به‌ خوبي‌ مي‌دانست‌، كه‌ در مسير نهضت‌ به‌ شهادت‌ مي‌رسد و قيامش‌ به‌ظاهر و در كوتاه‌ مدت‌ ناكام‌ مي‌ماند، ولي‌ در همين‌ حال‌، جدّي‌ و قاطع‌ به‌ سوي‌ آن‌ شتافت‌و هيچ‌ گونه‌ شك‌ و ترديدي‌ به‌ خود راه‌ نداد، زيرا او قيام‌ و شهادتش‌ را از مرتبه‌هاي‌ نهي‌ ازمنكر مي‌دانست‌ و به‌ خوبي‌ دريافته‌ بود كه‌ چنين‌ قيامي‌ احياكنندة‌ آيين‌ اسلام‌ و موجب‌رسوايي‌ بني‌ اميه‌ و از بين‌ رفتن‌ بدعت‌ها در دراز مدت‌ خواهد شد.

همه‌ چيز از جمله‌ اخباري‌ كه‌ از كوفه‌ مي‌رسيد، نشان‌ مي‌داد كه‌ امام‌ با گروه‌ اندك‌ دربرابر سپاهيان‌ بسيار دشمن‌، نمي‌تواند پيروز شود، اما به‌ آن‌ اقدام‌ كرد. بنابراين‌، قيام‌ اوتاريك‌ و ناآگاهانه‌ نبود

[ دوشنبه یازدهم آذر 1392 ] [ 7:14 ] [ اسکـنـــــدر ]

سه‌ عامل‌ مهم‌ نهضت‌ امام‌ حسين‌ (ع)

عامل‌ و انگيزة‌ اصلي‌ قيام‌ عظيم‌ امام‌ حسين‌ (ع) بيعت‌ نكردن‌ با يزيد بود تا در هرزمان‌ حسينيان‌ و پيروان‌ حق‌، حكومت‌ طاغوت‌ را نپذيرند و تسليم‌ چنان‌ حكومتي‌ نشوند،و بر ضد آن‌ قيام‌ كنند.

هدف‌ امام‌ حسين‌ (ع) از حركت‌ به‌ سوي‌ عراق‌، گردآوري‌ نيروها، تشكيل‌ حكومت‌اسلامي‌ و تحقق‌ بخشيدن‌ به‌ آرمان‌هاي‌ اسلام‌ در پرتو حكومت‌ اسلامي‌ بود؛ چنان‌ كه‌جد بزرگوارش‌ رسول‌ خدا 6 از مكه‌ به‌ سوي‌ مدينه‌ به‌ جهت‌ تشكيل‌ حكومت‌ هجرت‌كرد و در پرتو آن‌، اسلام‌ و برنامه‌هاي‌ آن‌ را به‌ طور گسترده‌ و عميق‌ در سطح‌ جهان‌ عرضه‌نمود. با توجه‌ به‌ اين‌ كه‌ تحصيل‌ حكومت‌ عدل‌ اسلامي‌ براي‌ اصلاح‌ جامعه‌، غير ازقدرت‌طلبي‌ و رياست‌ خواهي‌ براي‌ هوس‌هاي‌ شخصي‌ و نفساني‌ است


ادامه مطلب
[ شنبه نهم آذر 1392 ] [ 8:47 ] [ اسکـنـــــدر ]

عوامل‌ مثبت‌ زنده‌ نگه‌ داشتن‌ قيام‌ عاشورا

فرهنگ‌ عاشورا و بزرگ‌ترين‌ انقلاب‌ جهان‌ و تاريخ‌ را، قهرمان‌ طاغوت‌ شكن‌هميشه‌ جاويد، سردمدار نهضت‌هاي‌ ضد طاغوتي‌، ميوة‌ دل‌ پيامبر 6، نور ديدة‌زهرا3 ، فرزند جسم‌ و روح‌ امير مؤمنان‌ حضرت‌ علي‌ (ع)، بازوي‌ امام‌ حسن‌ (ع)، يعني‌حسين‌ بن‌ علي‌ (ع) پديد آورد، كه‌ هر چه‌ از او بگوييم‌، قطره‌اي‌ در برابر اقيانوس‌ بي‌كران‌اوست‌.

شخصيتي‌ كه‌ به‌ جهت‌ دفاع‌ از حريم‌ اسلام‌ در برابر طوفان‌هاي‌ سياه‌ طاغوتيان‌اموي‌، تا آخرين‌ مرز ايثار و نثار به‌ پيش‌ رفت‌ و به‌ جهت‌ دفاع‌ از شرافت‌ مسلمانان‌ وكرامت‌ نفس‌ انسان‌ها در هر زمان‌ و مكاني‌ فرياد زد؛ فريادي‌ رعد آسا، به‌ بزرگي‌ همة‌جهان‌، به‌ بلنداي‌ خورشيد، به‌ عظمت‌ عرش‌، با ياراني‌ جانباز و شيفتة‌ جهاد و شهادت‌.

حسين‌ (ع) به‌ جهان‌ آمد تا هميشه‌ و در همه‌ جا، آتش‌فشاني‌ بر ضد ظلم‌ واستكبار و جريان‌ طاغوتي‌ روشن‌ كند تا سوزندة‌ تار و پود طاغوتيان‌ و ستمگران‌ و روشن‌كنندة‌ دل‌هاي‌ تاريك‌ گردد.

حسين‌ (ع) يك‌ فرهنگ‌، يك‌ امت‌، يك‌ انقلاب‌ عظيم‌، يك‌ مكتب‌ ناب‌ تحول‌بخش‌ و بالنده‌ بود.

حسين‌ (ع) احياكنندة‌ آيين‌ ناب‌ محمدي‌ 6 و فرهنگ‌ پر بار علي‌ (ع) بود وچون‌ طوفاني‌ شعله‌هاي‌ فساد را خاموش‌ مي‌كرد و زندگي‌ سياه‌ و ننگين‌ ظالمان‌ ومستكبران‌ را در هم‌ كوبيد. قيام‌ حسين‌ (ع) فقط‌ براي‌ سرنگوني‌ طاغوت‌ نبود، بلكه‌ بانهضت‌ او، همة‌ فكرها و انديشه‌هاي‌ گرامي‌ حفظ‌ شد و اسلام‌ از هر گونه‌ دست‌برد، سالم‌ واستوار گشت‌ و بازار ارزش‌هاي‌ والاي‌ انساني‌؛ مانند شجاعت‌، شهادت‌، استقامت‌، كرامت‌،ايثار، جانبازي‌، آزادي‌، پاك‌ زيستي‌ و انسان‌ سازي‌ رونق‌ گرفت.

[ شنبه نهم آذر 1392 ] [ 8:45 ] [ اسکـنـــــدر ]

[ شنبه هجدهم آبان 1392 ] [ 13:59 ] [ اسکـنـــــدر ]

زبان عاقل

انسان عاقل وقتی بخواهد سخنی بر زبان آورد، ابتدا خوب در مورد آن می‏اندیشد و سپس هنگامی که به درستی سخن خود اطمینان یافت، آن را بر زبان می‏آورد. در مقابل، انسان نادان، هر سخنی که به زبانش آمد، نسنجیده بیان می‏کند. امیرمؤمنان علیه‏السلام دراین باره می‏فرماید: «زبان عاقل، پشت قلب او قرار دارد و قلب احمق و نادان، پشت زبان او جا گرفته است».

فضیلت علم

امیرمؤمنان علیه‏السلام می‏فرماید: «دانش، از مال دنیا بهتر است، زیرا دانش نگهبان توست ولی مال را تو باید نگهبانی کنی. مال دنیا با بخشش کاسته می‏شود، ولی دانش براثر بخشش، رشد و فزونی می‏یابد. آنچه با مال دنیا به دست آمده، با تمام شدن مال، از بین می‏رود».

امیرمؤمنان علیه‏السلام در این کلام نورانی، از برتری دانش در برابر مال دنیا سخن می‏گوید و برای آن سه دلیل می‏آورد: اول آنکه دانش، انسان را از مشکلات زندگی و گرفتاری‏های آخرت نگه می‏دارد و از خسارت‏هایی که به سراغ اشخاص جاهل می‏رود، دور می‏کند. ولی مال دنیا نه تنها نگهبان صاحب خود نیست، بلکه صاحب مال، ناچار است پاره‏ای از وقت، فکر و نیروی خود را برای نگهداری آن از دست بدهد. دوم آنکه صاحب مال، وقتی مقداری از مالش را به دیگران می‏بخشد، به همان میزان از مالش کم می‏شود ولی صاحب علم، هر چه از دانش خود به دیگران می‏بخشد و به دیگران می‏آموزد، بر آگاهی‏های خود می‏افزاید. سوم آنکه وقتی مال و ثروت از بین برود، تمامی چیزهایی هم که به واسطه آن مال و ثروت به‏دست آمده، مثل مقام و شهرت از بین خواهد رفت، در حالی که شخص عالم، هیچ‏گاه آنچه را با علم خود به دست می‏آورد، از دست نمی‏دهد.

پرهیز از شوخی زیاد

یکی از نشانه‏های وقار انسان این است که از شوخی کردن زیاد بپرهیزد و متین و جدی باشد. امیرمؤمنان علیه‏السلام می‏فرماید: «هیچ کس شوخی نمی‏کند، مگر آنکه بخشی از عقل خود را دور می‏اندازد». ایشان در جای دیگری به فرزندشان امام حسن علیه‏السلام چنین توصیه می‏کند: «نه تنها خودت هیچ‏گاه در حضور مردم شوخی نکن و حرف‏های خنده آور مزن، بلکه حتی حرف‏های خنده آور دیگران را هم نقل مکن؛ چون این کار موجب سبکی می‏شود و ارزش انسان را از بین می‏برد».

بردباری و پرهیزکاری

امیرمؤمنان علیه‏السلام می‏فرماید:«بردباری، شجاعت است و پرهیزکاری، توانگری». بدون شک بردباری، یکی از عالی‏ترین جلوه‏های شجاعت انسان به شمار می‏رود. شجاع، کسی نیست که در برابر هر مسئله به خشم می‏آید و عجولانه دست به اقدامات حساب نشده می‏زند؛ چون بسیار دیده شده که چنین افرادی، صدها گرفتاری برابر خود و دیگران ایجاد کرده‏اند. شجاع حقیقی کسی است که در برابر مشکلات بردبار باشد و با صبر و حوصله به راه حل آنها بیندیشد. فضیلت دیگر که در این سخن به آن اشاره شده، پارسایی است که برای انسان، بهترین ثروت‏ها و بالاترین توانگری‏هاست. انسان پارسا، همواره در وجود خود، آن قدر ارزش‏های روحی و معنوی دخیره می‏کند که دیگر به مال و ثروت دنیا چشم نمی‏دوزد و همین بی نیازی از مال دنیا، بزرگ‏ترین ثروت به شمار می‏رود.

دقت در انتخاب دوست

دوست خوب، آدمی را به کمال می‏رساند و دوست بد، او را از رحمت الهی باز می‏دارد. امیرمؤمنان در سخنی گهربار می‏فرماید که چه کسی را نباید به عنوان دوست برگزید:«از دوستی با نادان بپرهیز؛ چون او می‏خواهد به تو سود برساند، ولی از روی نادانی زیان می‏رساند. از دوستی با شخص تنگ‏نظر بپرهیز؛ چون او تو را هنگامی که به شدت نیازمند او باشی رها می‏کند. از دوستی با شخص بد کار بپرهیز؛ چون او به ناچیزترین قیمت‏ها تو را می‏فروشد. از دوستی با دروغگو بپرهیز؛ چون او مانند سراب فریبت می‏دهد، دور را در نظرت نزدیک، و نزدیک را دور جلوه‏گر می‏سازد».

ارتباط با بستگان

پیشوایان معصوم همواره بر صله رحم سفارش کرده‏اند؛ زیرا، موجب تقویت پیوندهای خانوادگی و از بین رفتن اختلافات و کینه‏ها می‏گردد و رویارویی افراد را با سختی‏ها آسان می‏گرداند. امیرمؤمنان علیه‏السلام در سفارشی به ارتباط با بستگان چنین می‏فرماید:«ای مردم! هیچ کس از طایفه و خویشان خود بی‏نیاز نیست، هر چند صاحب مال و ثروت باشد. آدمی همواره به دست و زبان آنها که از او دفاع کنند، محتاج است. آنها بهتر می‏توانند گرفتاری‏های او را برطرف سازند و در هنگام سختی‏ها و پیشامدهای ناگوار، بر او مهربانند». آن حضرت در قسمت دیگری می‏فرماید:«آگاه باشید! هیچ کدام از شما نباید از خویشان خود روی گرداند؛آن گاه که آنها را در فقر و پریشانی می‏بیند، باید به ایشان احسان کند». ایشان در نامه‏ای به فرزند برومندشان امام مجتبی علیه‏السلام می‏نویسد:«بستگان خویش را گرامی دار؛ زیرا آنها بال و پر تواند که با آنها پرواز می‏کنی، و ریشه تواند که به آنها باز می‏گردی، و دست تواند که با آن به دشمنان حمله می‏کنی».

تفاوت بین اعمال

امیرمؤمنان علیه‏السلام می‏فرماید:«چه تفاوت بسیاری بین دو گونه عمل و کردار انسان‏ها وجود دارد؛ عملی که لذت و خوشی آن به سرعت می‏گذرد، ولی نتایج زیان‏بار آن باقی می‏ماند، و عملی که رنج و زحمت آن، زود تمام می‏شود، ولی پاداش آن بر جای خواهد ماند».

خداوند متعالی، انسان را آزاد آفرید و به او اختیار داد، تا آزادانه راه زندگی خویش را برگزیند و هر عملی را که دلش خواست، انجام دهد. اما در روز قیامت، کسی که عمل خوب انجام داده پاداش می‏گیرد و کسی که مرتکب اعمال ناپسند شده، به کیفر و مجازات می‏رسد. امیرمؤمنان علیه‏السلام در این فرمایش نورانی، به انسان‏ها هشدار می‏دهد که هرگز فریب ظاهر را نخورند. کار خوب و بد، هر دو به زودی می‏گذرد و تمام می‏شود؛ در حالی که پی آمد آن از بین نمی‏رود و در کارنامه عمل انسان باقی می‏ماند.

اخلاص

اخلاص، پایه همه ارزش‏های اخلاقی و رهنمودی قرآنی است که موجب می‏شود ایمان در وجود انسان جا گیرد و آدمی به رشد و کمال برسد. امیرمؤمنان علی علیه‏السلام در نهج البلاغه می‏فرماید: «اساس دین، شناخت خدا و کمال شناخت، در تصدیق خدا و نهایت و کمال تصدیق، در یگانه‏پرستی و کمال توحید، در خالص ساختن اعمال برای خداوند است». نیز از آن حضرت است که:«کسی که اعمال خود را برای خدا خالص گرداند، در نتیجه حق تعالی هم او را برای خود اختیار می‏کند و او از جمله معادن دین خدا روی زمین می‏گردد».

تمرین بردباری

امیرمؤمنان علیه‏السلام می‏فرماید:«اگر بردبار نیستی، خو را وادار به بردباری کن؛ زیرا کسی که خود را به گروهی شبیه کند، به زودی از آنان می‏شود». بعضی‏ها در برابر کوچک‏ترین ناملایمت، آرامش خود را از کف می‏دهند و دست به کارهایی می‏زنند که ناراحتی‏های فراوانی در پی دارد. چاره این افراد آن است که با اراده و تمرین، اندک اندک خود را شبیه بردباران کنند تا سرانجام این صفت، ملکه رفتاری شان گردد و جزو صابران شوند.

اهمیت حیا

حیا، یکی از فضیلت‏های مهم اخلاقی است که در روایات اسلامی بسیار به آن توجه شده است. حیا، سبب بازداشتن انسان از ارتکاب بسیاری از گناهان گردیده، مروارید گران‏بهایی است که فرد و جامعه را پاکیزه و درخشان می‏کنند. امیرمؤمنان علیه‏السلام درباره حیا می‏فرماید:«هیچ ایمانی مانند حیا و صبر نیست». نیز از آن حضرت است که: «هر که جامه حیا و شرم بپوشد، مردم زشتی‏های او را نخواهند دید».

ویترین تهمت

مؤمن، نه تنها از انجام کارهای زشت و نادرست دوری می‏کند، بلکه باید از قرار گرفتن در فضای آلوده به گناه هم بپرهیزد. امیرمؤمنان علیه‏السلام می‏فرماید: «کسی که خود را در معرض بد نامی و جایگاه تهمت قرار می‏دهد، نباید کسی را که به او گمان بد می‏برد، سرزنش کند»؛ زیرا تقصیر از خود اوست که زمینه بدگمانی دیگران را فراهم آورده است.

عزّت نفس

امیرمؤمنان می‏فرماید: « نفست را از هر زبونی و پستی گرامی بدار، هر چند تو را به نعمت‏های بی‏شمار رساند؛ زیرا هرگز برابر آنچه از نفس خویش صرف می‏کنی، عوض نخواهی یافت و بنده دیگری مباش که خداوند تو را آزاد آفریده است». یکی از شعارهای والای اسلام، عزّت نفس است. انسان مسلمان با عزّت نفس، طعم واقعی ایمان را می‏چشد و از شر دشمن درونی، یعنی هوای نفس و دشمن خارجی در امان می‏ماند. از این رو، امیرمؤمنان علیه‏السلام در این کلام نورانی تصریح می‏کند که اگر در برابر کرامت و عزت نفس، انسان هر قدر هم از نعمت‏ها و ثروت دنیا بهره‏مند شود، باز خسارت و ضرری جبران‏ناپذیر دیده است.

اهمّیت وفای به عهد

اسلام درباره وفای به عهد سفارش‏های بسیاری کرده است تا جایی که یکی از تفاوت‏های آشکار انسان مسلمان را با دیگران، در وفای به عهد و پیمان می‏داند. از این رو، مسلمان واقعی باید به عهد و پیمان‏هایش اهمیت دهد و دیگران را آزرده خاطر نکند. شخصی که عهدی می‏بندد و قولی می‏دهد، در گرو آن عهد باقی می‏ماند تا انجامش دهد. امیرمؤمنان علیه‏السلام در این باره می‏فرماید: «کسی که از او درخواستی می‏شود، تا زمانی که وعده انجامش را نداده باشد، آزاد است».

گذشت

گذشت، از ویژگی‏های مؤمنان به شمار می‏رود. از بین رفتن کینه‏ها، نزدیک شدن قلب‏ها و در نتیجه تقویت پیوندهای خانوادگی و اجتماعی، از آثار مهم گذشت است.

امیرمؤمنان علیه‏السلام نیز در نامه‏ها و خطبه‏های خویش می‏فرمود: «خشم را فرو بنشان و هنگام توانایی و قدرت، گذشت کن، و هنگام تندخویی، بردبار باش تا برایت پاداش نیکو بنویسند». نیز از آن حضرت است که: «بخشش و گذشت، نگهبان آبروهاست».

 

[ سه شنبه نهم مهر 1392 ] [ 20:23 ] [ اسکـنـــــدر ]

پوست سيب پنج برابر سيب ويتامين دارد
ميوه ها انواع و اقسام فراواني دارند كه از ميان آنها، برخي داراي مزيتهاي بيشتري از نظر مواد حياتي و خواص غذايي هستند كه سيب نيز از اين نوع ميوه هاست.
سيب داراي فوايد فراواني است. از امام صادق (ع) روايت شده كه بهتر از سيب، تب بري نداريم.
خوردن يك سب در روز، هميشه ما را از دكتر بي نياز مي كند. سيب داراي آهن، آب، پروتئين، چربي، كلسيم، مس، فسفر و يد است كه يد آن براي تقويت غدد مفيد است. اين ميوه همچنين داراي ويتامين A,B,C,B2,E و نيكوتيل است.
سيب مسواك طبيعي دندان است، دندانها را سالم و دهان را ضدعفوني مي كند. كساني كه از بوي بد دهان رنج مي برند، مي توانند با سيب آن را برطرف كنند.
سيب تقويت كننده فكر است. ترشي سيب، ترشح غدد، به ويژه بزاق را زياد مي كند. پوست سيب 5 برابر سيب ويتامين دارد. آب سيب اطفال و شيرخواران را صبور مي كند. سيب مقوي قلب، پاك كننده معده، تصفيه كننده خون و ياري دهنده ريه است. سيب داراي خاصيت ضدعفوني كننده بوده و اثر ضدعفوني كننده سيب كال از رسيده آن بيشتر است.
نمك طعام سيب از همه ميوه ها كمتر است و براي مبتلايان به اوره مفيد است. سيب سنگ كيسه صفرا و كليه ها را حل مي كند. براي بيماران كبدي نيز مفيد است. اسهال را به خوبي معالجه مي كند، براي مبارزه با دل به هم زدگي، پيچش دل و استفراغ، كوه گرفتگي ، دريازدگي و هوازدگي و همچنين براي زنهاي باردار بسيار اثر مطلوب دارد.
سيب در معالجه مرض چاقي مؤثر است. سيب براي مبتلايان به بيماري مفاصل نيز تجويز مي شود. خاصيت خنثي سازي سم دارد و براي مجاري ادرار و سينه درد نافع است. همچنين از پخته آن براي هضم غذا و از بين بردن سوء هاضمه مي توان استفاده كرد.

 

[ سه شنبه نهم مهر 1392 ] [ 20:21 ] [ اسکـنـــــدر ]

پوست سيب پنج برابر سيب ويتامين دارد
ميوه ها انواع و اقسام فراواني دارند كه از ميان آنها، برخي داراي مزيتهاي بيشتري از نظر مواد حياتي و خواص غذايي هستند كه سيب نيز از اين نوع ميوه هاست.
سيب داراي فوايد فراواني است. از امام صادق (ع) روايت شده كه بهتر از سيب، تب بري نداريم.
خوردن يك سب در روز، هميشه ما را از دكتر بي نياز مي كند. سيب داراي آهن، آب، پروتئين، چربي، كلسيم، مس، فسفر و يد است كه يد آن براي تقويت غدد مفيد است. اين ميوه همچنين داراي ويتامين A,B,C,B2,E و نيكوتيل است.
سيب مسواك طبيعي دندان است، دندانها را سالم و دهان را ضدعفوني مي كند. كساني كه از بوي بد دهان رنج مي برند، مي توانند با سيب آن را برطرف كنند.
سيب تقويت كننده فكر است. ترشي سيب، ترشح غدد، به ويژه بزاق را زياد مي كند. پوست سيب 5 برابر سيب ويتامين دارد. آب سيب اطفال و شيرخواران را صبور مي كند. سيب مقوي قلب، پاك كننده معده، تصفيه كننده خون و ياري دهنده ريه است. سيب داراي خاصيت ضدعفوني كننده بوده و اثر ضدعفوني كننده سيب كال از رسيده آن بيشتر است.
نمك طعام سيب از همه ميوه ها كمتر است و براي مبتلايان به اوره مفيد است. سيب سنگ كيسه صفرا و كليه ها را حل مي كند. براي بيماران كبدي نيز مفيد است. اسهال را به خوبي معالجه مي كند، براي مبارزه با دل به هم زدگي، پيچش دل و استفراغ، كوه گرفتگي ، دريازدگي و هوازدگي و همچنين براي زنهاي باردار بسيار اثر مطلوب دارد.
سيب در معالجه مرض چاقي مؤثر است. سيب براي مبتلايان به بيماري مفاصل نيز تجويز مي شود. خاصيت خنثي سازي سم دارد و براي مجاري ادرار و سينه درد نافع است. همچنين از پخته آن براي هضم غذا و از بين بردن سوء هاضمه مي توان استفاده كرد.

 

[ سه شنبه نهم مهر 1392 ] [ 20:21 ] [ اسکـنـــــدر ]

بهــــــــار

روزی که زمستان تصمیم به ترک طبیعت گرفت؛ در گوش بهار چیزی را زمزمه کرد و از او خواست تا پیام رسان او شود. بهار دیبای زیبایش را برداشت و صحرا گسترد و با صدای بلند پیام داد. همه صدای بهار را شنیدند؛ اما تنها عارفان و زنده دلان و آنانی که دستی به قرآن داشتند، پیغام بهار را که در واقع تلاوت این آیه کریمه بود، درک کردند. بهار می خواند: «واللّه الّذی أرْسَلَ الرِّیاح… فأحْیینا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوتِها وکذلِکَ النّشُور؛ وخداست آن که بادها را فرستاد، پس برانگیخت ابرها را، پس راند آنها را برشهرها، تا به واسطه ی آن زمین را بعد از آن که (در زمستان) مرده بود، (در بهار) زنده می کند و این چنین است، برانگیخته شدن در روز قیامت». (سوره ی ، آیه ی)

آری بهار می گفت: زندگی عبث نیست و تنها وجود «معاد» است که به زندگی معنا می بخشد و هدفدار بودن آن را ثابت می کند و چه خوب است ما که برای رسیدن بهار لحظه شماری می کردیم و با غبار روبی خانه هایمان به استقبالش شتافتیم، اکنون غبار دلهایمان را با باران توبه شستشو دهیم و با اخلاص و بندگی در پیشگاه خداوند متعال آن را جلا دهیم. گذشته را تمام شده بدانیم و همه چیز را از نو شروع کنیم. بیایید دلهایمان را بهاری کنیم؛ به فکرمان طراوت ببخشیم، دستمان را برای انجام کار نیک به کار بگیریم و با استوار نمودن قدمهایمان، محکم تر از گذشته در جهت رسیدن به اهدافمان تلاش کنیم. و سر انجام با شروع بهار، عهدمان را تازه کنیم و با خدا پیمان ببندیم که تنها بنده ی او باشیم و با عمل به دستوراتش از طریق قرآن به این معرفت برسیم که: هر وجود دلیل بر وجودی دیگر و همه موجودات دلیلی براثبات ذات خداوندیش می باشند. پس تفکر در صنع او را فراموش نکنیم که:

بـرگ درختـان سبـز در نظـر هـوشیـار         هر ورقش دفتری است معرفت کردگار

[ چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392 ] [ 11:51 ] [ اسکـنـــــدر ]
بسم الله الرحمن الرحیم


"محبوب الله سعدی شیرین سخن" در کلام بزرگان



هر که سعدی را کند انکار، به شیطان ماند!!!

ملک الشعرای بهار در تضمینی زیبا از غزل معروف سعدی عشق و ارادت خود به استاد سخن را اینگونه ابراز می نمایند:( ابیات سبز رنگ از سعدی است)

سعدیا! چون توکجا نادره گفتاری هست؟ ****یا چوشیرین سخنت نخل شکرباری هست؟
یا چو بستان و گلستان تو گلزاری هست؟ **** هیچم ار نیست، تمنای توام باری هست

« مشنو ای دوست! که غیر از تو مرا یاری هست
یا شب و روز بجز فکر توام کاری هست »

لطف گفتار تو شد دام ره مرغ هوس ****به هوس بال زد و گشت گرفتار قفس
پایبند تو ندارد سر دمسازی کس*******موسی اینجا بنهد رخت به امید قبس

« به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس
که به هر حلقهٔ زلف تو گرفتاری هست »

بی‌گلستان تو در دست بجز خاری نیست****به ز گفتار تو بی‌شائبه گفتاری نیست
فارغ از جلوهٔ حسنت در و دیواری نیست**** ای که در دار ادب غیر تو دیاری نیست!

« گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست
در و دیوار گواهی بدهد کآری هست »

دل ز باغ سخنت ورد کرامت بوید********پیرو مسلک تو راه سلامت پوید
دولت نام تو حاشا که تمامت جوید******کآب گفتار تو دامان قیامت شوید

« هرکه عیبم کند از عشق و ملامت گوید
تا ندیده است تو را، بر منش انکاری هست »

روز نبود که به وصف تو سخن سر نکنم**شب نباشد که ثنای تو مکرر نکنم

منکر فضل تو را نهی ز منکر نکنم********نزد اعمی صفت مهر منور نکنم

« صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم؟
همه دانند که در صحبت گل خاری هست »

هرکه را عشق نباشد، نتوان زنده شمرد*******وآن که جانش ز محبت اثری یافت، نمرد
تربت پارس، چو جان جسم تو در سینه فشرد***لیک در خاک وطن آتش عشقت نفسرد

« باد، خاکی ز مقام تو بیاورد و ببرد
آب هر طیب که در طبلهٔ عطاری هست »

سعدیا! نیست به کاشانهٔ دل غیر تو کس***** تا نفس هست، به یاد تو برآریم نفس
ما بجز حشمت و جاه تو نداریم هوس*******ای دم گرم تو آتش زده در ناکس و کس!

« نه من خام طمع عشق تو می‌ورزم و بس
که چو من سوخته در خیل تو بسیاری هست »

کام جان پر شکر از شعر چو قند تو بود ********بیت معمور ادب طبع بلند تو بود
زنده جان بشر از حکمت و پند تو بود********سعدیا! گردن جانها به کمند تو بود

« من چه در پای تو ریزم که پسند تو بود؟
سر و جان را نتوان گفت که مقداری هست »

راستی دفتر سعدی به گلستان ماند********طیباتش به گل و لاله و ریحان ماند
اوست پیغمبر و آن نامه به فرقان ماند******وآن که او را کند انکار، به شیطان ماند

« عشق سعدی نه حدیثی است که پنهان ماند
داستانی است که بر هر سر بازاری هست »



[ چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392 ] [ 11:48 ] [ اسکـنـــــدر ]

بهار شد در میخانه باز باید كرد
به سوى قبله عاشق نماز باید كرد
نسیم قدس به عشاق باغ مژده دهد
كه دل ز هردو جهان بى نیاز باید كرد
كنون كه دست به دامان سرو مى نرسد
به بید عاشق مجنون، نیاز باید كرد
غمى كه در دلم از عشق گلعذاران است
دوا به جام مى چاره ساز باید كرد
كنون كه دست به دامان بوستان نرسد
نظر به سرو قدى سرفراز باید كرد [2]

باز حضرت امام(ره) درباره این عید سعید گفته است

این عید سعید عید حزب الله است
دشمن زشكست خویشتن آگاه است
چون پرچم جمهورى اسلامى ما
جاوید به اسم اعظم الله است. [3]

و در رباعى ذیل «عید» را چنین توصیف كرده است

این عید سعید عید اسعد باشد
ملت به پناه لطف احمد باشد
برپرچم جمهورى اسلامى ما

[ چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392 ] [ 11:46 ] [ اسکـنـــــدر ]

در قرآن کریم چه آیاتی در مورد "بهار" وجود دارد؟

 


 معادل کلمة "بهار" در عربی‌، واژة "ربیع‌" است‌. این واژه در قرآن ذکر نشده است‌؛ ولی آیات فراوانی از قرآن از مردن زمین و زنده کردن آن به دست قدرت الهی‌، سخن می‌گوید .این آیات به دو فصل زمستان و بهار اشاره دارد، که در فصل زمستان زمین و درختان به خواب رفته و می‌میرند و در فصل بهار، با باریدن باران و وزش باد بهاری‌، خدا زمین و درختان را زنده می‌کند.
آیات قرآن این موضوع را برای اثبات قدرت الهی‌، توحید افعالی و رستاخیز و اندیشه نمودن انسان‌ها مطرح کرده است‌. فهرست این آیات چنین است‌:
بقره‌،164

 اعراف‌،157

 نحل‌،65

 حج‌،5

 روم‌،19، 24 و 50

عنکبوت‌،63

 فاطر ، 9

 زمر،21

 جاثیه‌،5

عبس‌،24ـ31


یکی از این آیات چنین است‌:

"فَانظُرْ إِلَی‌ََّ ءَاثَـَرِ رَحْمَت‌ِ اللَّه‌ِ کَیْف‌َ یُحْی‌ِ الاْ رْض‌َ بَعْدَ مَوْتِهَآ إِن‌َّ ذَ َلِکَ لَمُحْی‌ِ الْمَوْتَی‌َ وَ هُوَ عَلَی‌َ کُل‌ِّ شَی‌ْءٍ قَدِیرٌ ؛(روم‌،50)

پس به آثار رحمت خدا بنگر که چگونه زمین را پس از مرگش زنده می‌گرداند. در حقیقت‌، هم اوست که قطعاً زنده کنندة مردگان است و اوست که بر هر چیزی تواناست‌.

"(جهت توضیح و تفسیر آیات یاد شده به تفسیر المیزان‌، نمونه‌، نور، و...  مراجعه شود.)

[ چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392 ] [ 11:42 ] [ اسکـنـــــدر ]

[ شنبه دهم فروردین 1392 ] [ 16:36 ] [ اسکـنـــــدر ]

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net كلیك كنید

نرم نرمك می رسد اینك بهـار               خوش به حــــال روزگـــــار
 

دنیا را شاد شاد وشـــــادی را دنیا دنیا برایتان آرزو مندم


سال نو مبارك
تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net كلیك كنید

[ شنبه بیست و ششم اسفند 1391 ] [ 8:35 ] [ اسکـنـــــدر ]

 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_




اَلصَلاةُمِعراجُ المُؤمِن 

 



 

 


[ دوشنبه چهاردهم اسفند 1391 ] [ 13:57 ] [ اسکـنـــــدر ]

قیامتـی است گمانم قیامت مهدی است
جهـان محیط وسیع کرامت مهدی است

***
زمان زمان شروع زعامت مهدی است
غدیـر دوم شیعـه، امـامت مهدی است

***
همه کنیـد قیـام و همـه دهید سلام
امـام کـل زمان‌ها دوباره گشت امام
***

بشـارت آمـده بهـر بشـر مبارک باد
شب فراق سحر شد، سحر مبارک باد
***

بهشت وصل خـدا را ثمر مبارک باد
بـرای منتظـران این خبر مبارک باد
***


[ چهارشنبه چهارم بهمن 1391 ] [ 10:32 ] [ اسکـنـــــدر ]

[ سه شنبه دوازدهم دی 1391 ] [ 19:55 ] [ اسکـنـــــدر ]
درباره وبلاگ

امکانات وب

 رد پــــــای باران
كد لوگوي ما
بک لینک فا